تبليغاتX
زندگی را دوست دارم نه در قفس-- عشق را دوست دارم نه در هوس-- فرستاده خدا دوستت دارم تا آخرین نفس
Ashiooone
تا ابد.....
 

تو مثل ستاره ها مي موني مثل اونا زيبا مثل اونا دست نيافتني. اما فقط يه فرقي با اونا داري که اونا خيلي زيادن ولي تو تکي
 
 بيا دنيا رو تقسيم كنيم : ستاره ها مال تو . آسمون مال من . ماه مال تو . خورشيد مال من . اصلا همشون مال تو . ولي تو مال من
 
 وقتی هستی نيستم، وقتی نيستی هستم، وقتی هستم نيستی، وقتی نيستم هستی، ای همه ی نيست شده ی هستي
 هستي من نيست مي شود وقتی تو نيستی
 
 
 یک نفس یاد خدا، یک سبد خاطر آسوده و شاد، یک بغل شبنم آرام
صبح یک هزار آینه از جنس دعا، همه تقدیم شما.
 
 
        کاش مي شد با تو بودن را نوشت
       تا که زیبا
را کشم بر هر چه زشت
       کاش مي شد روي اين رنگين کمان
       مي نوشتم تا ابد ......

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

 

امروز رو هیچ وقت فراموش نمی کنم .

امروز یه روز..........

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

تقدیم به بهترینم
تقدیم به بهترینم

امروز ۱۹/۹/۸۶ ساعت ۱۵:۳۲ از یه فرستاده خدا بهترین هدیه عمرم رو گرفتم.

امیدوارم هر جا که هست هر کاری که می کنه همیشه موفق باشه، همیشه

 

و به قول خودش به خاطر همه ی لحظه های جادویی ممنونم

 

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

من و ...
 

اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت

شب ِ عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو، رسوای عبادت می شدم

دلم ،این خسته عاشق، یه خدای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو، اون قصه نویس

واسه من یه قصه های دیگه داشت

می دونم زندگی اینجوری نبود

مرد عاشق یه شبای دیگه داشت

اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه

شبا اونجا جای من یه بینوای دیگه داشت

نمیگم با تو واسم، گریه دیگه گریه نبود

با تو این زمزمه ها، یه های های دیگه داشت

می دونم پیش تو آروم میشدم حتی اگه

قهر و نازت واسه من درد و بلای دیگه داشت

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

 

عزیزان ببخشید یه اشتباه رخ داده و تمامی نظرات شما پاک شد از این بابت شرمنده.

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمدرضا  | 

قلبی برای من...

برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد ٬ قلبی که دوست اش بدارند

قلبی که هدیه کند ٬ قلبی که بپذیرد

قلبی که بگوید ٬ قلبی که جواب بگوید

قلبی برای من ٬ قلبی برای عشقی  که من می خواهم

تا تو را در کنار خود حس کنم

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

بی مقدمه

 

 بی مقدمه آمدیم

بی مقدمه خواهیم رفت

بی مقدمه ...

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

یه حس ناب
 

با تو  با تو اگه باشم

وحشت از مردن ندارم

لحظه هام پر میشه از تو

وقت غم خوردن ندارم

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

ashiooone
 

کنار آشیونه تو آشیونه میکنم

فضای آشیونه رو پر از بهانه میکنم

کسی سوال میکند برای چه زنده ای

و من برای زندگی ترا بهانه میکنم

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

چیزی بگو...
از عشق چيزي بگوي
از آن لحظه كه چيزي آمد پديد .
از آن لحظه كه در قلبت چيزي روييد .


از شوق چيزي بگو
از آن لحظه كه پلكهايت را بسته نمي ديد .
از آن لحظه كه نگاهت چيزي مي جوييد .

از مهر چيزي بگو
از آن لحظه كه لبخندي به لبهايت آمد پديد .
از آن لحظه كه برقي ميان چشم هايت مي شد ديد .


از عشق چيزي بگوي
از آن لحظه كه ازدهام افكارت تو را در هم پيچيد .
از آن لحظه كه دلت تنها براي يك چيز مي تپيد .


2 نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  | 

به پاکی باران
باران

 امشب آسمان بارانيست و باران زيباست.
 باران را دوست دارم و تصور مي کنم باران نيز مرا دوست مي دارد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا  |